تبلیغات
مادر بی حرم

شخصیت علمى امام سجاد علیه السلام

علم و دانش امام سجاد (علیه السلام )

تمام صفات و ویژگیهاى ارزشى انسان بر محور عقل و علم او سنجیده مى شود. و امام دو بینش شیعه كسى است كه در عقل و علم و نیز اعمال ارزشى ، سرآمد همه خلق است . و خداوند بر اساس این شایستگى هاى واقعى ، ایشان را به امامت و پیشوایى دینى و دنیایى برگزیده است .

خداوند در قرآن مى فرماید:

قل هل یستوى الذین یعلمون و الذین لا یعلمون

یعنى ؛ اى پیامبر! بگو آیا براستى اهل دانش و آگاهى با آنان كه دانش و علم ندارند، برابرند! هرگز!

و نیز مى فرماید:

یرفع الله الذین امنوا منكم والذین اوتوا العلم درجات . (366)

یعنى ؛ خداوند از میان شما انسانها، كسانى را كه داراى ایمان هستند و نیز آنان را كه علم و دانش عطا شده اى ، برترى مى بخشد.

در این آیات ایمان و علم دو ملاك فضیلت و شرافت انسان بر دیگران معرفى شده است . و بى تردید ائمه كه در پیشگاه خداوند برگزیده و ممتازند، ملاك این امتیاز را از ناحیه علم برتر و ایمان مستحكم خویش ‍ دارند. با این ویژگى كه علم ایشان برگرفته شده از علوم بشرى نیست ، بلكه چونان دانش انبیاء مستند به تعلیم الهى است .

خداوند درباره یحیى مى فرماید:

یا یحیى خذالكتاب بقوة و اتیناه الحكم صبیا. (367)

یعنى ؛ خداوند وحى فرستاد اى یحیى كتاب و مطالب وحى را با قدرت و جدیت دریافت كن . ما به او یحیى حكم نبوت را به هنگامى كه خردسال بود عطا كردیم .

علمى كه از سوى خداوند به كسى عطا شده باشد، خردسالى یا بزرگسالى آن شخص فرقى نمى كند بلكه در طفولیت مى تواند به همان اندازه و كاردان باشد كه در بزرگى !

قرآن درباره گفتن عیسى علیه السلام در كودكى ، مى فرماید:

قال انى عبدالله آتانى الكتاب و جعلنى نبیا. (368)

یعنى ؛ من بنده خدایم و خداوند به من كتاب آسمانى انجیل عطا كرده و مرا پیامبر قرار داده است .

امام سجاد درباره الهى بودن علم ائمه و گستردگى دامنه آن مى فرماید:محمد صلى الله علیه و آله براستى امین خداوند در زمین بود و چون به ملاقات حق شتافت ، اهل بیت او، وارثان وى و امینان خدا در زمین شدند. علم منابا و بلایا، (369) نسب عرب ، طهارت مولد آنان ، نام شیعیان و نام پدران ایشان نزد ماست . ما برگزیدگان خدا و اوصیاى پیامبریم و از هر فرد دیگر، به قرآن و دین سزاوارتریم . در مراتب عالى علم قرار داریم و علوم همه انبیاء نزد ما به ودیعت نهاده شده است . (370)

به هنگام رحلت امام سجاد علیه السلام ، زمانى كه آن حضرت در بستر بیمارى قرار داشت گروهى از شیعیان براى عیادت آن حضرت به حضور وى مى رسیدند. در حضور آن جمع ، امام سجاد علیه السلام رو به جانب فرزندش باقرالعلوم علیه السلام كرد و فرمود: این صندوق را نزد خود حفظ كن ، در این صندوق طلا و نقره ذخیره نشده ، بلكه در آن مجموعه اى از دانشهاست . (371)

آنچه در ادوار بعد از زبان امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام درباره معارف دین و فقه و تفسیر عقاید و اخلاق و... صادر شدت تمامى آن و مطالبى است كه در نزد امام سجاد علیه السلام وجود داشت و از آن حضرت به سایر امامان بعدى منتقل گردید. ولى آن امام و پیشواى صالحان ، كمتر فرصت یافت تا علوم خویش را در محافل علمى و! بركرسى استادى به شاگردانش ابلاغ كند. با این حال هیچ كتابى را در زمینه زهد و نیایش و موعظه نمى توان یافت ، جز این كه سخنان و نیایشهاى امام سجاد علیه السلام زینت بخش آن است (372)

دانش و فضایل امام سجاد علیه السلام چیزى نبود كه فقط دوستان و شیعیان بدان معتقد باشند بلكه حتى منكران مقام ولایت و نیز معاندان خاندان رسالت در مواردى به ناگزیر سر تعظیم در برابر كمالات ایشان فرود مى آورند. چنان كه عبدالملك مروان در پاسخ نامه امپراطور روم درماند و چاره را در آن دید كه نظر امام سجاد علیه السلام را درباره آن جویا شود و پاسخ آن حضرت را به امپراطور روم بنویسد. (373)

احكام و مسایل فقهى

زهرى مى گوید: به حضور على بن الحسین علیه السلام رسیدم ، آن حضرت از من پرسید:

گفتگوى شما با اصحاب چه بود؟

گفتم : بحث ما درباره روزه هاى واجب بود. نظر من و اصحابم بر این بود كه ما جز روزه ماه مبارك رمضان ، روزه واجب دیگرى نداریم .

امام فرمود: چنین نیست كه پنداشته اید. روزه چهل قسم دارد. ده قسم آن واجب ده قسم آن حرام و ده صورت آن محل تخییر و سه قسم دیگر آن روزه اذن و هفت صورت باقیمانده روزه تأدیب و... است .

سپس امام سجاد علیه السلام به شرح و تفصیل این موارد پرداخت و در هر مورد به آیه اى از آیات قرآن استشهاد مى نمود. و در پایان به نظریات مختلف هر یك از فقهاى عامه در آن مسایل اشاره مى فرمود. (374)

امام سجاد علیه السلام تنها مرجع فقهى شیعیان نبود بلكه فقهاى عامه نیز در بسیارى از مسایل خود به ایشان مراجعه مى كرده اند. چنان كه زهرى براى دانستن حكم قتل غیر ممد در صورتى كه مقتول برده باشد، به امام سجاد علیه السلام مراجعه كرده و حكم را از وى دریافت داشته است . (375)

امام سجاد علیه السلام سرور فقیهان

در عصر امام سجاد علیه السلام فقهاى زیادى - بویژه در شهر مدینه - مى زیسته اند، از آن جمله اند: ابوحازم ، محمد بن شهاب زهرى ، سفیان عیینه ، نافع بن جبیر، سعیدبن مسیب ، عروة بن زبیر، ابوبكر بن عبدالرحمان بن حارث بن هشام ، قاسم ین محمد بن ابى بكر، سالم بن عبدالله و...

شگفت این است كه وفات این فقها در فاصله اى بسیار كم نسبت به یكدیگر واقع شد به طورى كه مورخان سال 95 را كه بیشترین فقها در آن سال بدرود حیات گفتند سنة الفقهاء نامیدند. (376)

در عصرى كه كه فقهاى متعدد در آن حضور داشتند، مقام فقهى و علمى امام سجاد علیه السلام به حدى بارز و آشكار بود كه ابن جوزى عنوان سید الفقهاء را به آن حضرت مى دهد. و از بسیارى نقل مى كند: ما راءینا افقه من على بن الحسین علیه السلام (377)

یعنى ؛ ما در میان فقیهان ، داناتر و فقیه تر از امام سجاد علیه السلام نیافتیم . (378)

درمیان شاگردان امام سجاد علیه السلام چهره برخى از صحابه ویاران رسول خدا نیز مشهود است . مانند: جابربن عبدالله انصارى متولد 78 هجرى ، واثله كنانى متولد 83 هجرى ، سعید بن مسیب بن حزن و سعید بن جهان كنونى ، مولى ام هانى .

بسیارى از تابعین (379) نیز افتخار شاگردى در مكتب آن حضرت را یافته اند، مانند سعید بن جبیر، محمد بن جبیر، ابوخالد كابلى ، قاسم بن عوف ، اسماعیل بن عبدالله بن جعفر ابراهیم حسن فرزندان محمد حنفیه ، حبیب بن ابى ثابت ، ابویحیى اسدى ، ابو حازم اعرج وسلمة بن دینار مدنى .

آن دسته از شاگردان امام سجاد - علیه السلام - كه توفیق درك محضر برخى از امامان بعدى را نیز داشته اند، عبارتند از:ابوحمزه ثمالى ، فرات بن احنف ، جابربن محمد ابن ابى بكر، ایوب بن حسن ، على بن كیسان حمید بن موسى كوفى ، ضحاك بن مزاحم خراسانى ، طاوس بن كیسان ، حمید بن موسى كوفى ، ابان بن تغلب بن رباح ، سدیرین حكیم بن صهیب صیرفى ، قیس بن رمانه ، عبدالله البرقى و فرزدق بن غالب . (380)

شیخ طوسى در فهرست رجال خود، نام صد هفتاد نفر از اصحاب و شاگردان امام زین العابدین - علیه السلام - را به ترتیب حروف الفبا یاد كرده است (381) و ما در مطالب آینده بدانها اشاره خواهیم داشت .

اسرار و دانشهاى مكتوم

ائمه معصومین - علیه السلام - علاوه بر علوم بشرى و معارف دینى ، از اسرار و علومى برخوردار بودند كه از دیگران مخفى مى داشتند و جز به برخى از اصحاب مخلص و بسیار نزدیك خویش آنها اظهار نمى كردند و علت این مخفى داشتن ، عدم ظرفیت و لیاقت مردم معمولى براى حمل و درك آن معارف بود. چنان كه امام صادق - علیه السلام - مى فرماید:

اى ابا! محمد به خدا سوگند، نزد ما سرى از سر الهى و علمى از علوم الهى است و مأموریت داریم كه از آن را تبلیغ كنیم و به خلق برسانیم ، ما وظیفه خویش را انجام دادیم ولى موضعى مناسب و تحمل كننده اى لایق براى آن اسرار و معارف نیافتیم ... (382)

اشعارى به امام سجاد - علیه السلام - - علیه السلام - نسبت داده شده است كه همین معنا را مى رساند:

 

انى لا كتم من علمى جواهره

 

كى لا یرى الحق ذوجهل فیقتتنا

 

و قد تقدم فى هذا ابو حسن

 

الى الحسین و وصى قبله حسنا

 

فرب جوهر علم لو الوح به

 

لقیل لى انت ممن یعبد الوثنا

 

و لا ستمل رجال مسلمون دمى

 

یرون اقبح ما یاءتونه حسنا (383)

 

یعنى ؛ من گوهرهاى دانش خویش را پنهاان مى دارم .

تا جاهلان ، آن حقایق را دستمایه آزار و اتهام ما قرار ندهند.

در پیشینیان على بن ابى طالب - علیه السلام - سر سلسله این گونه دانشهاست .

و سپس آن حضرت ، دانشهاى خویش را به حسن بن على و حسین بن على منتقل گردانید.

چه بسیار دانشهایى كه اگر آنها را فاش سازم .

مرا متهم به بت پرستى خواهند كرد.

و كسانى ، ریختن خونم را جایز خواهند شمرد. و این زشت ترین كارشان را نیك خواهند پنداشت .

پی نوشتها:

366-زمر /9.

367-مریم /12

368-مریم 29

369-علم مناباو بلایا، علم به سرنوشت و مقدرات انسانهاست . این معنا از برخى روایات استفاده مى شود.

رك : بحار 139و 42/123

370-بصائر الدرجات 120

371-بصائر الدرجات 165

372-اعیاان الشعه 1/631

373-تاریخ یعقوبى 2/304

374-خصال صدوق 635-639؛ من لا یحضره الفقیه 2/46 حلیة الاولیاء 3/140؛ اعیان الشیعه 1/622.

375- طبقات ابن سعد 5/158؛ العقد الفرید 5/127-128؛ مناقب 4/159

376-تاریخ طبرى 5/263

377-تذكرة الخواص 241

378-لازم به یادآورى است كه بیشتر فقهاى آن عصر از اهل سنت بودند و در آن میان از قاسم بن محمد بن ابى بكر وسعید بن مسیب مى توان به عنواان فقهاى شیعه ناام برد ولى گویا همان دونیز در ظاهر به طریقه عامه راءى مى داده و در بقیه به سر مى برده اند. رك : تاریخ الشیعه 38

379- صحابه به كسانى گفته مى شود كه محضر رسول خدا را درك كرده اند و تابعى آنانى هستند كه پیامبر را ندیده اند ولى اصحاب پیامبر - صلى الله علیه وآله - را درك كرده اند.

380- اعیان الشیعه 1/637 -638

381- رجال طوسى 101-82

382- اصولى كافى ، مترجم ، 2/256

383- احقاق الحق 12/128؛ ینابیع المودة 368؛ اعیان الشیعه 1/650

384- اختصاص 285؛ بحار 7/282

385- آل عمران /164؛ جمعه /2.

386- در رجال شیخ طوسى عبارت چنین آمده است ، در حالى كه اگر منظور امام صادق - علیه السلام - باشد، صحیح جعفر ین محمد بن على بن الحسین خواهد بود.

387- رجال الطوسى 81-120