تبلیغات
مادر بی حرم
مبشر صبح

سلام این شعر را مبشر صبح عزیز برای ما فرستاده اند خیلی خیلی ممنونم

میان خاک سر از آسمان درآوردیم!

چقدر قمری بی آشیان درآوردیم!

وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم!

چقدر خاطره نیمه جان درآوردیم!

به حیرتیم کای خاک پیر با برکت!

چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم!

چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم!

زخاک تیره ولی استخوان درآوردیم!!!     




طبقه بندی: شهدا، متفرقه،
ام المجرمین عایشه
  عایشه به پیامبر کارهای زشتی نسبت می داد.

2- عایشه قاتل پیامبر اکرم ، که آن حضرت را مسموم کرد.

3- عایشه تابوت امام حسن علیه السلام را تیرباران کرد.

4- عایشه اولین زنی بود که سوار زین اسب شد.

5- عایشه کسی است که امیرمؤمنان هر روز در قنوت نماز در دعای صنمی قریش او را لعن می کرد.

6- عایشه کسی است که امام صادق علیه السلام او را بعد از هر نماز لعن می کرد.

7- عایشه کسی است که در شهادت حضرت زهرا خوش حال شد.

8- عایشه کسی است که وقتی امیرمؤمنان شهید شدنند سجده شکر کرد.

9- عایشه کسی است که لخت می شده و به مردان غسل اموزش می داد.

10- عایشه کسی است که از قول پیامبر یه امیرمؤمنان تهمت می زد.

11- عایشه کسی است که در قتل ابراهیم فرزند ماریه قبطیه دست داشت.

12- عایشه کسی است که در جنگ جمل بیش از بیست هزار از مسلمانان را کشت.

13- عایشه کسی است که حسادت زیادی به ام المؤمنین حضرت خدیجه علیها السلام داشت.

14- عایشه کسی است که هیچ وقت به نبوت پیامبر یقین پیدا نکرد.

بر پدرش وخودش وپیروانش لعنت

در این شب عزیز جهت خوشحالی حضرت زهرا نظر در این باره یادتون نره

منبع:bitalhossein2.blogfa.com




طبقه بندی: حضرت زهرا(س)، امام زمان(عج)، حضرت محمد(ص)، امام سجاد(ع)، امام حسن (ع)، علما، رهبر، شهدا، امام حسین (ع)، حاج محمود کریمی، جواد مقدم، حاج عبدالرضا هلالی، بوی محرم، ائمه بقیع (ع)، متفرقه، بحث های قرآن،
دانلود سخنرانی جدید صوتی و تصویری استاد رائفی پور – یادواره شهدا – ساری ۱۷ دی ۹۱

دانلود سخنرانی جدید صوتی و تصویری استاد رائفی پور   یادواره شهدا   ساری 17 دی 91

دانلود صوتی و تصویری سخنرانی جدید استاد رائفی پور

با موضوع: یادواره شهدا

ساری – ۱۷ دی ۹۱

امروز کلیپ صوتی و تصویری سخنرانی جدید استاد رائفی پور در ساری که در تاریخ ۱۷ دی ۹۱ برگزار شده رو آماده دانلود کردم. موضوع این سخنرانی یادواره شهدا می باشد. توصیه می کنم این سخنرانی بسیار زیبا استاد رائفی پور را از دست ندهید. شما هم اکنون می توانید سخنرانی جدید رائفی پور را از سایت مادر بی حرم دریافت نمایید.




طبقه بندی: متفرقه، بوی محرم، حاج عبدالرضا هلالی، جواد مقدم، حاج محمود کریمی، امام حسین (ع)، شهدا، رهبر، علما، امام حسن (ع)، ائمه بقیع (ع)، امام سجاد(ع)، حضرت محمد(ص)، امام زمان(عج)، بحث های قرآن، حضرت زهرا(س)،
تبادل لینک وبنر

باعرض سلام.شما میتونید بنر جدید وبلاگ رو در قسمت امکانات وبلاگ ببینید ودرصورت تمایل برای تبادل لینک وبنر در نظرات اعلام کنید کد جاوای بنر در ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: جواد مقدم، حضرت زهرا(س)، امام زمان(عج)، حضرت محمد(ص)، امام سجاد(ع)، امام حسن (ع)، علما، رهبر، شهدا، امام حسین (ع)، حاج محمود کریمی، حاج عبدالرضا هلالی، بوی محرم، ائمه بقیع (ع)، متفرقه، بحث های قرآن،
ارتباط شهداء با حضرت زهرا(س)

ارتباط شهداء با حضرت زهرا(س)

شهید برونسی فرمانده است توی عملیات رمضان ، تیربار دشمن می گیره تو گردان عده ای شهید میشن گردان زمین گیر میشه. سید کاظم حسینی میگه من معاون شهید برونسی بودم، اصلا بچه ها نمی تونستن سرشونو بلند کنن، یه دفه دیدم شهید برونسی بیسیم چی و پیک و همه رو ول کرد و رفت یه جاافتاد به سجده، رفتم دیدم آروم آروم داره گریه می کنه، میگه یا زهرا مدد، مادر جان مدد...

بهش گفتم بی عرضه حالا وقت این حرفا نیس ، پاشو فرماندهی کن بچه های مردم دارن شهید میشن،

میگفت شهید برونسی انگار مرده بود و اصلا" توجهی به این خمپاره ها و حرفهای من نداشت.

گفت بعد از لحظاتی بلند شد و گفت: سید کاظم گفتم بله، گفت سیدکاظم اینجا که من ایستادم قدم کن، 25 قدم بشمار بچه های گردان رو ببر سمت چپ، بعد 40 قدم ببر جلو.

گفتم بچه ها اصلا" نمیتونن سرشونو بلند کنن عراقی ها تیربارو گرفتن تو بچه ها. چی میگی؟

گفت خون همه بچه ها گردن من، من میگم همین.

گفت وقتی این دستورو داد آتیش دشمنم خاموش شد، 25 قدم رفتم به چپ، 40 قدم رفتم جلو،

بعد یه پیرمردی بود توی گردان ما خوب آرپیچی می زد، یه دفه شهید برونسی گفت فلانی آرپیچی بزن، گفت آقای برونسی من که تو این تاریکی چیزی نمی بینم

گفت بگو یا زهرا و شلیک کن.

می گفت : یا زهرا گفت و شلیک کرد و خورد به یه تانک و منفجر شد.

تمام فضا اتیش گرفت و روشن شدفضا،

گفت اون شب 80 تانک دشمن رو زدیم و بعد عقب نشینی کردیم.

چند روز بعد که پیش روی شد و رفتیم شهدا رو بیاریم، رفتم اونجا که شهید برونسی به سجده افتاده بود و می گفت یا زهرا مدد، نگا کردم دیدم جلومون میدون مین هست.

قدم شماری کردم 25 قدم به چپ دیدم معبریه که دشمن توش تردد می کرده

اگر من 30 قدم می رفتم اونورتر توی مین ها بودم

40 قدم رفتم جلو دیدم میدان مین دشمن تموم میشه رفتم دیدم اولین تانک دشمن رو که زدن فرمانده های دشمن با درجه های بالا افتادن بیرون و کشته شدن.

شهدا رو که جمع کردیم برگشتیم تو سنگر نشستم، گفتم آقای برونسی من بچه ی فاطمه ام ، من سیدم، به جده ام قسم از پیشت تکون نمی خورم تا سِر اون شب رو بهم بگی، تو اون شب تو سجده افتادی فقط گفتی یا زهرا مدد، چی شد یه دفه بلند شدی گفتی 25 قدم به چپ؟ 40 قدم جلو، بعد به آرپیچی زن گفتی شلیک کن؟ شلیک کرد به یه تانک خورد که فرماندهان دشمن تو اون تانک بودن ؟ قصه چیه؟

گفت سید کاظم دست از سرم بردار

گفتم نه تا این سِر رو نگی رهات نمیکنم،

گفت میگم ولی قول بده تا زنده ام به کسی نگی

گفتم باشه>

گفت تو سجده بودم همینطور که گفتم یا زهرا مدد، (توعالم مکاشفه) یه خانومی رو دیدم به من گفت چی شده؟

گفتم بی بی جان موندم؛ اینا زائرین کربلای حسین تو هستند، اینجا موندن چه کنم؟

گفت آقای برونسی جلوت میدون مینه، حرکت نکن، 25 قدم برو به سمت چپ، اونجا معبر دشمنه، از اونجا بچه ها رو 40 قدم ببر جلو میدون مین تموم میشه فرمانده های دشمن یه جا جمع شدن تو تانک جلسه دارن آرپیچی رو شلیک کن ایشالا تانک منفجر میشه و شما ان شاء ا... پیروز میشی.

اینا فرمانده های ما بودن

اینا با حضرت زهرا(س) رفیق بودن

راستی خواهر و برادر عزیزم ما چه کرده ایم؟




طبقه بندی: متفرقه، شهدا،
جمعه مهدی (عج) ; انتظار تل زینبیه

گفتگو باحاج مهدی سلحشور مداح اهل بیت.


ادامه مطلب

طبقه بندی: امام زمان(عج)، امام حسن (ع)، شهدا، امام حسین (ع)، ائمه بقیع (ع)، متفرقه،
ملیحه نکند حجابت راترک کنی

برای دیدن وصیت نامه شهید بابایی به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه، شهدا،
هرچه میخواهد دل تنگت بگو
شما میتوانید دلنوشته های خود ویا مطالبتان رادر قسمت نظرات برای نمایش دروبلاگ بگذاری با تشکر.




طبقه بندی: متفرقه، امام زمان(عج)، شهدا،
طلاییه با من سخن بگو
برای مشاهده به ادامه مطلب رجوع کنید
ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه، شهدا،
آرامش خاک
به ادامه مطلب رجوع کنید
ادامه مطلب

طبقه بندی: متفرقه، شهدا،
ظلاییه گوشه ای از حرم عباس

یکی از رزمندگان گروه تفحص شهدا نقل میکند:

ایام نوروز بود شب ولادت امام رضا (ع) مقر بچه های ۳۱ عاشورا جشن بود.

اخر برنامه ناگهان متوسل شدند به حضرت ابوالفضل (ع) مجلس باصفایی شد.

صبح بچه ها گفتند به نام اقا ابوالفضل (ع) برویم . گفتم روز ولادت امام رضا (ع) ؟!

           گـفتـنـد :

دیشب مراسم مون حال داد امروز هم حتماً از اقا عیدی مون رو میگیریم .

 نشستم پشت بیل...شهیدی پیدا کردیم .

اسمش << ابوالفضل خدایار >> بود . از گردان امام محمدباقر (ع) گروهان حبیب .

حسابی ذوق زده شدیم . به بچه ها گفتم :

اللهم عجل لولیک الفرج ...

اگر شهید دیگری به نام ابوالفضل پیدا شد طلائیه گوشه ای از حرم عباس است .

کار را دوباره شروع کردیم . چند بیل زدیم .

بچه ها ریختند داخل گودال ها و فریاد زدند یا ابوالفضل !

پریدم پایین . دیدم دست یکی از بچه ها یک دست بریده است .

از محلی که دست افتاده بود آب زده بود بیرون !

فکر کردیم اب قمقمه است . ولی قمقمه اش خشک خشک بود .

 ارام ارام شهید را بیرون اوردیم . هویت پلاکش را استعلام کردیم اعلام کردند

(( ابوالفضل ابوالفضلی گردان امام محمد باقر(ع) گروهان حبیب ))

آخ طلائیه ...

منبع:کلبه بهترین انتطار




طبقه بندی: متفرقه، شهدا، امام حسین (ع)،
دانلود کتاب
عکس شهدا عمل میکنیم




طبقه بندی: متفرقه، شهدا،
اعتبارنامه شهید رجایی